رويدادهای ايران باستان
ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

فروردین : 26 مارس 530 پیش از میلاد کمبوجیه پس از آنکه پدرش کوروش کبیر به جنگ ماساژت ها روانه شد در بابل عنوان شاه یافت پس از هشت سال ماندگاری کمبوجیه در بابل (از سال 538 تا 530 پیش از میلاد ) بومیان آنجا وی را همچون فرمانروای خود پذیرفته بودند کوروش که روانه ی کارزار بر ضد ماساژت ها می شد ، کمبوجیه را به هوشیاری شناخت و به او اجازه داد که عنوان رسمی ( شاه بابل ) را به کار ببرد بی درنگ پس از این اجازه ، کمبوجیه پس انجام مراسم نوروز در 26 مارس 530 پیش از میلاد ، دستان خاوند را در پرستشگاه گرفت و پادشاهی وی بر بابل رسمیت یافت .

زاد روزآشو زرتشت: در خورداد روز از ماه فروردین پیامبر ایرانی از مادر زاده شد و در سن سی سالگی در همین روز به پیامبری برگزیده شد .

7فروردین : 27 مارس 538 پیش از میلاد کمبوجیه پسر کوروش کبیر به پرستشگاه (نبو ) در بابل رفت به هنگام ورود کمبوجیه به این پرستشگاه که در خیابان مقدس عشتار در بابل قرار داشت سر پریستار (نبو) همراه با پریستاران دیگر ، کمبوجیه را پذیرفتند . کمبوجیه به آن ها پیشکش هایی معمول سال نو را هدیه کرد . آنگاه که کمبوجیه دستان نبو را گرفت ، این بغ به او چوبدستی راستکاری را پیشکش نمود .

13 فروردین : جشن سیزده ، پایان مراسم نوروزی است که با چهارشنبه سوری و یا به روایتی با سده آغاز می گردد و به سیزده فروردین ختم می شود . بسیاری از مراسمی که در جشن سیزده در ایران برگزار می شود وعانی اساطیری تمثیلی دارد .شادی و خنده در این روز به معنی فرو ریختن اندیشه های تیره و پلیدی است . خوردن غذا در دشت ، نشانه ی فدیه ی گوسفند بریان است که در اوستا آمده . به اب افکندن سبزه های تازه رسته ، نشانه ی دادن فدیه به ایزد آب ، آناهیتا و گره زدن سبزه برای باز شدن بخت ، تمثیلی از پیوند زن و مرد برای تسلسل نسل هاست . بنا براساطیر ایرانی ، عمر جهان هستی دوازده هزار سال است که پس از انقضای این مدت با ظهور سوشیانت ، پیروزی اهورا مزدا و ریشه کن شدن اهریمن مسلم می شود . شاید نخستین دوازده روز جشن ف نشانه ی زایش انسان هاست و روز سیزدهم و آغاز رهایی از جهان مادی .

17 فروردین : روز هفدهم از هر ماه در ایران باستان سروش نام داشته است و مراسم دینی و جشن های ویژه ای در روزهای هفده هر ماه بر گزار می شده است که امروزه به فراموشی گراییده ، اما سروش روز ، به ویژه در ماه فروردین از اعتبار ویژه ای در مراسم دینی برخوردار بوده که با شست و شو و به معبد رفتن و نیایش کردن همراه بوده است . این روز را روز باژ یعنی روز زمزمه به معنی دعا و نیایش نیز می گفته اند .

19 فروردین :جشن فروردینگان ، فروردینگان: این جشن در روز فروردین ، نوزدهمین روز از ماه فروردین ( در گاه شمار ایران باستان ) برگزار می شده است . این جشن ویژه ی فروهر ها یا روان در گذشته گان می باشد . در این روز خانه ها را می رفتند و همه جا را تمیز و آراسته کرده و گل و گیاه و نقل و نبات و آتش و چراغ روشن در سفره می نهادند و بدین ترتیب روان در گذشته گان را خشنود می کردند . چ

23 فروردین: 12 آوریل 244 میلادی تاجگذار شاپور اول فرزند اردشیر اول ، بر خلاف پدرش که به عنوان شاهنشاه ایران اکتفا کرده بود در کتیبه ها عنوان مجلل تر شاهنشاه ایران و انیران را برای خود برگزید . مراسم تاجگذاری تصویر برجسته ی صخره ی نقش رجب ، شاپور اول را سوار بر اسب نشان می دهد که حلقه ی سلطنت را زا دست خداوند اور مزد - که او نیز سوار اسب است - دریافت میدارد .

25 فروردین : 14 آوریل 216 میلادی تولد (مانی ) در بابل از نجبای ایران بود مادرش از خاندان شاهان اشکانی و پدرش فاتک نیز از همین دودمان باشد . پدر مانی از مردم همدان بود که به بابل مهاجرت کرد . مانی دعوت خود را در زمان شاپور اول ساسانی (جلوس 240 ، فوت 271 میلادی ) آغاز کرد . شاپور در آغاز نسبت به مانویان اظهار مساعدت کرد به همین مناسبت مانی یکی از کتب عمده ی خود را به نام او کرد و (شاپور گان ) نام نهاد . شاپور اول ، تنها ده سال کیش مانی داشت . پس از آن زمان مانی از کشور ایران اخراج گردیده قریب ده سال در ممالک آسیای مرکزی سرگردان بود و گویا تا هند و چین نیز رفته و همه جا دین خود را تبلیغ نموده است . پس از مرگ شاپور اول در سال 271 میلادی ، پسر و جانشین او هرمزد اول نیز در سال 272 میلادی در گذشت و مانی توانست در مقابل خصومت موبدان مقاومت ورزیده به ایران بازگردد . با جلوس بهرام اول برادر هرمز اول (جلوس 272 ، فوت 276 میلادی ) عرصه به مانی تنگ گردید ، زیرا این پادشاه ساسانی ، مانی را به دست روحانیون زرتشتی واگذاشت .

2 اردیبهشت : جشن اردیبهشتگان : این جشن در روز اردی بهشت از ماه اردی بهشت ، سومین روز از ماه اردیبهشت ( در گاه شمار ایران باستان ) برگزار می شده است . عیدی است به نام فرشته ی آتش و نور که از طرف خدا به این کار موکل گردیده تا علل امراض را به یازی ادویه و اغذیه ازاله کند و صدق را زا کذب باز نماید . به معبد و آتش کده رفتن و حاجت خواستن و نزد پادشاهان در آمدن و به جنگ و کارزار شدن را در این روز ، نیک و مبارک می دانسته اند .

8 اردیبهشت :28 آوریل 224 میلادی غلبه ی اردشیر بابکان ، نخستین پادشاه ساسانی به ( اردوان پنجم ) آخرین پادشاه اشکانی و آغاز پادشاهی ساسانیان هنگامی که اردوان پنجم پادشاه اشکانی ، از طغیان اردشیر آگاهی یافت والی خوزستان را فرمان داد که به جنگ اردشیر شتافته وی را با غل و زنجیر به تیسفون فرستد . اردشیر مهلت نداد و بعد از آن که (شازشاهپور )شهریار اصفهان را مغلوب و هلاک کرد رو به جانب خوزستان نهاد و شهریار آنجا را نیز کاملاً مغلوب کرد و کشور وی را به قلمرو خود ملحق نمود . سرانجام نبرد بزرگی میان اردشیر و اردوان پنجم در جلگه هرمزدقان - که تعیین موقع جغرافیایی آن میسر نیست - واقع شد در این جنگ بود که اردوان پنجم به دست اردشیر ساسانی کشته شد و سلسله اشکانیان پایان یافت و پادشاهی ساسانیان آغاز گردید .

16 اردیبهشت : 6 می 53 پیش از میلاد ورود کراسوس سردار رومی به حران برای جنگ با ایرانیان پس از تصمیم رومیان برای لشکر کشی به ایران - که در زمان اشکانیان سرزمین پارت نامیده می شد - سپاهی تحت فرماندهی کراسوس سردار رومی که در آن زمان یکی از اعضای شورای حکومت بود روانه کارزار شد . ارد اول ( اشک سیزدهم ) پادشاه اشکانی نیز سردار خود سورن را به وی فرستاده کراسوس که در نبرد با دشمن شتاب داشت پس از رسیدن به شهر حران ، که سوران و لشکریانش به آنجا نزدیک شده بودند ؛ فرصت استراحت به سربازان خود نداد و بی درنگ به پیش تاخت . رومیان به رسم خویش به صورت مربع لشگر آراستند و همان وقت از سوی سواران پارتی محصور شدند . سواران کمان دار به تاخت در اطراف آرایش مربع رومیان حرکت کرده و حریف را تیرباران کردند . در ادامه جنگ و در روزهای آغازین پوبلیوس فرزند کراسوس با عدهای از سربازان به پارت ها حمله ور شد. در اثر عقب نشینی تاکتیکی پارتیان آنقدر از سپاه اصلی دور شد که پارتیان بی محابا بازگشته به پوبلیوس بی احتیاط و همرامهن وی حمله کردند و همه را نابود ساختند .

22 اردیبهشت : 12 می 20 پیش از میلاد باز گرداندن اسیران و پرچم های روم توسط فرهاد چهارم پادشاه اشکانی به اوکتاویوس (اوکتاویوس اوگوست 9 امپراتور روم به دنبال اصرارها و پیغام های فراوان اوکتاویوس امپراتور روم برای استداد اسیران و پرچم های رومیان که در جنگ های پیروزمندانه اشکانیان با سرداران رومی کراسوس و آنتونیوس به دست سپاهیان ایران افتاده بود . فرهاد چهارم (اشک چهارم ) که اصرار کنیزک زیبای رومی اش -تیاموزا - مزید بر فشارهای دربار روم بود ، تصمیم گرفت برای ایجاد صلح و دوستی ، اسیران و پرچم های روم را که برای آن کشورحیثیت و اعتبار مهمی به شمار می رفت ، به آنها بازگرداند . در تاریخ 12 می پیش از میلاد این امر تحقق یافت و اوکتاویوس که به دنبال آن ، اعتبار ویژه ای در سنای روم یافته بود دستور جشن و شادمانی را در کشور صادر نمود و حتی سکه ای را درباره ی این رویداد که آن را برای خود پیروزی بزرگی به شمار می آورد ضرب نمود .

4 خرداد : جشن خوردادگان : این جشن در روز خورداد و د ر ماه خورداد، ششمین روز از ما خورداد برگزار می شده است . ایرانیان باستان در این روز به سرچشمه ها و رود خانه ها و کنار دریا ها می رفتند ، نیایش به جا می آوردند و اهورامزدا را ستایش می کردند .

7 خرداد : 28 می 585 پیش از میلاد صلح (هووخشتره ) پادشاه ماد با (آلیات ) پادشاه لیدی وقتی که هووخشتره قلمرو خود را در آسیای صغیر به کرانه رود هالیس رسانید درگیری با لیدی برایش اجتناب ناپذر شد . بهانه ای هم برای این درگیری به دست آمد . آلیات ، از تسلیم کردن چندتن سکایی که به روایت هرودوت درگاه پادشاه ماد ماد متهم بودند و به پناه وی رفته بودند ، امتناع کرد. در مقابل تهدید هووخشتره هم با قدرت و غرور تمام ایستاده در نهایتدر جنگی که روی داد سپاه ماد و سپاه لیدی در برابر هم استادند جنگ 5 سال طول کشیده در این میان تفاوق بی آنکه به نتیجه ی نهایی منجر گردد دست به دست می شد تا اینکه سرانجام وقوع یک کسوف کلی در تاریخ فوق ، که نزد طرفین نشانه خشم و نارضایتی خدایان تلقی می شد ، هر دو طرف را به قبول صلح وادار کرده در مذاکرات صلح ، مرز ماد و لیدی ، رود هالیس ( قذل ایرماق کنونی در ترکیه ) تعیین گردید .

12 خرداد : 2 ژوئن 261 پیش از میلاد در گذشت آنتیو خوس یکم پادشاه سلوکی . وی پسر سلوکوس اول است که پس از کشته شدن پدرش به سال 281 پیش از میلاد به سلطنت رسید . مادرش آپامه ، ایرانی و از خاندان پارسی بود .

19 خرداد: 9 ژوئن 53 پیش از میلاد شکست کامل کراسوس سردار رومی از سپاهیان پارتیان در حران ، کراسوس دچار سرگشته گی شده و روحیه ی خود را از دست داده بود . با وجود این پارتیان غروب دست از نبرد کشیدند و کراسوس با به جا گذاشتن زخمیان آهنگ بازگشت به پایگاه خویش را کرد . کراسوس در این روز ها که سپاهیانش کامل از هم پاشیده شده بود در موضعی باتلاقی پر از گودال راه خود را گم کرد به دنبال پیشنهاد مذاکره با سورن سردار ایرانی بر اسبی که قرار بود او را به میعاد گاه برساند نشاندند . حرکات سپاهیان پارتی که کراسوس را احاطه کرده بودند ملازمان او را به این فکر واداشت که می خواهند شخص کراسوس را در اختیار داشته باشند و کوشیدند بلکه او را از جنگ پارتیان خارج کنند . کار به مجادله کشید و ضمن آن کراسوس به دست یکی از پارتی ها کشته شد در حدود بیست هزار تن در این جنگ کشته شدند و ده هزار تن نیز به اسارت پارتی ها در آمدند و به مرور کوچ داده شده و در آنجا مستقر گشتند سورن نیز دست و پای کراسوس را نزد ارداول به ارمنستان فرستاد .

23 خرداد : 13 ژوئن 323 پیش از میلاد درگذشت اسکندر مقدونی . لشکر کشی های فراوان اسکندر ، سرانجام سپاه وی را از جنگ های تمام نشدنی به ستوه آورد چنانکه امتناع آنها از ادامه ی این جنگ ها ، او را وادار به خودداری از ادامه سیاست های ستیزه جویانه و تسخیرهای پیاپی شهرها و سرزمین ها نمود . خستگی ها و بی خوابی ها هم خود او را به سرحد جنون رسانید ( 324پیش از میلاد ) در این اواخر استبداد پیش گرفته خود را نسبت به نزدیک ترین سرداران خویش اعمال نمود . در بازگشت به بابل خستگی های طولانی ، افراط در باده خواری و شهوت رانی او را که جسم و روح خویش را در سفرهای جنگی بیهوده ، فرسوده بود از پای در آورد و بیمار شد بیماریش ده روز بیش نکشید و مقارن غروب افتاب در قصر مجلل بختنصر در بابل درگذشت . مدت فرمانروایی اسکندر ، سیزده سال و تمام مدت عمرش 31 سال بود .

30 خرداد : 20ژوئن 363 میلادی از پای در آمدن یولیانوس امپراتور روم به وسیله ی زوبین سربازی ایرانی ، در نبرد ایران و روم در زمان شاپور دوم ساسانی یولیانس لشگری برای جنگ با ایران به راه انداخت و به سمت بابل به پیش راند و تا حدود سلوکیه و تیسفون هم رسید اما سپاه ایران راه را بر وی سد کرد و در این گیرودار با نیزه ی سربازی ایرانی از پای درآمد .

1 تیر : 22 زوئن 217پیش از میلاد نبرد آنتیو خوس سوم با سوسی بی ، سردار بطلمیوس چهارم پادشاه مصر . آنتیو خوس سوم پادشاه سلوکی پس از انکه در بهار 219 پیش از میلاد ، عملیات جنگی را با حمله به سلوکیه در بیه ریا آغاز کرد، به آسانی فنیقیه را مطیع خویش کرد ولی با مقاومت جدی قلعه دورا ، در شمال فلسطین مواجه گشت . یکی از مأموران عالی مقام بطلمیوس چهارم که سوسی بی نام داشت از این فرصت استفاده کرده در جنوب رافیا با لشگر انبوهی با آنتیو خوس سوم مواجه گشت . پادشاه سلوکی شکست خورد و پس از آن ناچار رهسپار انطاکیه شد ، زیرا بیم آن داشت که چون خبر شکست وی به اسیای صغیر برسد ، مشکلاتی در آنجا پدید آید . طبق پیمان صلح (مذاکرات صلح را سوسی بی به عمل آورد) . بطلمیوسیان جنوب سوریه و فنیقیه و فلسطین را باز پس گرفتند ولی شهر سلوکیه در بیه ریا همچنان در تصرف آنتیو خوس سوم باقی ماند .

10 تیر : اول ژوئن 522 پیش از میلاد . شناسایی کئو ماته (بردیای دروغین ) به عنوان پادشاه امپراتوری هخامنشی . کئوماته ، پس از شورش 11 مارس به تمام ایالات و نواحی پیک هایی گسیل داشت و جلوس خویش را به تخت سلطنت اعلام کرد . وی برای تمام اقوام قلمرو خویش امریه ای فرستاد که از خدمت نظام و مالیات سه ساله معاف می باشند و همین امر یکی از علل پذیرش سریع وی در قلمرو شاهنشاهی بود .

3 شهریور : 25 اوت 1846 میلادی . هنری راوالینسون ، مقاله تکمیلی خود را به انضمام فهرستی از حروف بی صدای فارسی باستان به خط میخی که به مناسبت همراه بودن با دو مصوت طرز نوشتن آنها متفاوت است و پیش از آن فقط تعداد قایلی از آنها معلوم بوده ، به لندن فرستاد .

12 شهریور : 3 سپتامبر 401 پیش از میلاد نبرد کوناکساء رویارویی اردشیر دوم هخامنشی با برادرش کوروش صغیر . سلطنت اردشیر دوم در همان روز تاجگذاری با سوء قصد نافرجام برادرش کوروش مواجه شد اما با اصرار و درخواست مادرشان پروزاتس ، کوروش را بخشود و حتی او را به محل فرمان رواییش در آسیای صغیر فرستاد اما اعتماد بر حمایت مادر و شاید تشویق او ، کوروش صغیر را واداشت تا در بازگشت به آسیای صغیر ، در لیدیه بلا فاصله به جمع و تهیه سپاه بپردازد . با این سپاه که ده هزار چریک یونانی را هم شامل می شد ، عزیمت بابل کرد . در راه بابل به محلی به نام کوناکسا ، نزدیک ساحا دجله ، تلاقی فریقین روی داد . در جنگ با انکه کوروش صغیر رشادت بسیار نشان داد و یک بار نیز در معرکه ی نبرد برادر را مجروح ساخت ، غلبه نهایی از ان اردشیر دوم گردید . کوروش در ضمن نبرد کشته و سپاه او مغلوب و پراکنده گشت . پس از این شکست ده هزار چریک یونانی به سرپرستی شخصی به نام (گزنفون ) که یک تن از سرداران سپاه یونانی در خدمت کوروش صغیر بود به یونان باز می گردند . گزنفون ، گزارش این بازگشت را در کتابی به نام ( آناباسیس) ، ( بازگشت ) نقل می کند .

13 شهریور : 4 سپتامبر 1802 میلادی . گنورک فردریش گروته فند ، اولین گزارش خود را در باره ی کتیبه های پرسپولیس ، در آکادمی گوگن ، به اطلاع دانشمندان رسانید . این دانشمند بیست و هفت ساله آلمانی اولین کسی است که کشف رمز خواندن کتیبه ها را بر پایه و اساس علمی استوار گردانید . گروته فند ، از روی نام های پادشاهی هخامنشی که به زبان یونانی تحریر یافته و همچنین نام داریوش که در تورات آمده بود و با استفاده از زبان های اوستایی و پهلوی توانست 9 علامت از علائم خطوط میخی را بخواند . وی برای شروع کار سنگ نوشته ای را از کاخ داریوش از تخت جمشید انتخاب کرد که ترجمه ی آن چنین است : داریوش شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه کشور ها ، پسرویشتاسب هخامنشی که این تچر(کاخ) را ساخت .

21 شهریور : 12سپتامبر 490 پیش از میلاد . به وقوع پیوستن جنگ ماراتون ( نبرد میان سپاهیان داریوش کبیر و یونانیان ) . پس از برخوردهای تقریبا بی نتیجه میان سپاه ایران - به فرماندهی مردونیوس - با سپاه یونان ، داریوش کبیر به سبب اینکه لشگر کشی به آتن را از سمت شمال مواجه با صرف زمان زیادی می دانست ، تصمیم گرفت سپاه خود را از طریق دریای اژه به یونان برساند . لذا در سپتامبر 490 پیش از میلاد لشگر ایران با کشتی از آسیای صغیر گذشت و در آتیک دردشت ماراتون پیاده شد . در همین نقطه در دوازدهم سپتامبر یونانیان که در وضع ناهنجاری قرار گرفته بودند ، دست به نبرد بزرگی زدند و ایرانیان را شکست دادند به طوری که ایرانیان مجبور شده سوار بر کشتی شدند و یونان را ترک گویند .

5 مهر : 27 سپتامر 480 پیش از میلاد نبرد سالامیس ، دومین رویارویی خشایار شاه هخامنشی با یونانیان . خشایار شاه فرزند و جانشین داریوش کبیر که برای انتفام جنگ ماراتون - که در زمان پدرش با یونانیان روی داده بود و در آن ایرانیان شکست خوردند - لشگر منظمی را تهیه دیده بود ، پس از آنکه در نبرد ترموپیل نیروی یونانیان را مغلوب کرد و قسمت مرکزی یونان را تسخیر ، آتن و آکرو پولیس را طعمه حریق نمود ، در نبرد دیگری که در حدود بندر سالامیس روی داد بر سپاهیانش ضربات نسبتا سختی وارد آمد و قوای دریایی ایران که به خدعه تمیستو کلس سردار یونانی به بندر سالامیس نزدیک شده بود تا حدود زیادی در هم شکست . به دنبال آن خشایار شاه ، به سارد باز می گردد و ادامه ی جنگ را به عهده سردارش مردونیه می گذارد .

7 مهر : 29 سپتامبر 522 پیش از میلاد . کشته شدن گئوماته و پایان حکومت وی به دست داریوش و همرزمانش و آغاز پادشاهی داریوش کبیر . شورش گئوماته هفت ما طول کشید و چون مقدمه ای برای بروز هرج و مرج در تمام قلمرو و امپراتوری می شد سعی در دفع آن برای پارسی ها ، خاصه از خاندان هخامنش ضروری بود . از خاندان کوروش کبیر ظاهرا در این هنگام هیچ مردی که در این کار گام پیش نهد وجود نداشت اما از خاندان آریارمنه برادر جد پدری کوروش کبیر داریوش ، جوان بیست و هشت ساله و پدرش ویشتاسپ برای این کار آمادگی داشتند . حتی جد داریوش ، آرشام هم زنده بود و سال های پیری را می گذراند ، اما اقدام به رفع این غائله نیروی جوان می خواست و لاجرم ویشتاسپ و آرشام ، میدان را به داریوش واگذاشتند اما همدستی شش تن از یارانش ( گروه هفت تنان ) توانست به غائله ی گئوماته خاتمه دهد . وی و یارانش با ورود سرزده به قصر گئوماته کشتند و به دنبال قتل او تعداد زیادی از سایر مغان که در این ماجرا وی را به نحوی یاری کرده بودند نیز کشته شدند . خاطره ی این ماجرا هم به عنوان (مغ کشان ) تا مدت ها بعد در نزد پارسی ها زنده ماند و بنا بر مشهور به عنوان جشن تلقی شد .

9 مهر : اول اکتبر 331 پیش از میلاد . سومین و آخرین برخورد سپاه داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی با اسکندر مقدونی ( نبرد گئو گامل ) . پس از دو جنگ (گرانیکوس ) - که در آن سوی تنگه اردائل است - و ( ایسوس ) واقع در منتهی الیه شرقی آسیای صغیر و خلیج اسکندرون ، دو سپاه هخامنشی و مقدونی در برابر هم قرار گرفتند . اسکندر که از راه مصر و از طریق سوریه راه بابل را پیش گرفته بود در سر راه خویش در نواحی اربیل و موصل امروزی در عراق در محل کوچکی به نام گئوکامل با داریوش سوم که لشگری عظیم و شاهانه برای مقابله با اسکندر بسیج کرده بود ، برخورد کرد . در معرکه جنگ ، داریوش مجروح و منهزم شد و بعد از این ماجرا به نواحی ماد رفت تا جهت تدارک سپاهی دیگر برای نبردی دیگر تلاش کند ، اما در بین راه نزدیک دامغان ، بسوس یکی از فرماندهان سپاه داریوش سوم ، به اردوگاه وی رسید ، آخرین پادشاه خاندان هخامنشی از اثر زخم های بسوس و همراهانش مرده بود ، اسکندر جسد پاره پاره اش را با تاءثر و احترام به پارس فرستاد .

20 مهر : 12 اکتبر 539 پیش از میلاد . تسخیر بابل به دست سردار کوروش کبیر . کوروش سردار خود ( گوبریاس ) را به محاصره بابل فرستاد که در آنجا شاه بابل ( نبونید ) شکست می خورد و اسیر می شود . در پی نبرد و شکست در آن ، مردم بابل رسما ار کوروش به هنگام ورود تاریخی او به بابل ( 29 اکتبر همان سال ) به عنوان پادشاه جدید استقبال می کنند .

30 مهر : 22 اکتبر 253 میلادی . بر تخت نشستن والریانوس امپراتور روم . در زمان فرمان روایی این امپراتور یکی از جنگ های ایران و روم در گرفت . در سال 260 میلادی شاپور اول پادشاه ساسانی ، وی را شکست داده و اسیر نمود .مجلس پیروزی اول شاپور اول بر والریانوس، در نقش رستم ، بر روی سنگ نقره شده است . در این تصویر شاهنشاه با اشاره شاهانه امپراتور روم ، والریانس را امان می دهد .

7 آبان : 29 اکتبر 539 پیش از میلاد . ورود پیروزمندانه ی کوروش کبیر به بابل . کوروش کبیر در ورود به ابن شهر باستانی خود را به عنوان پادشاه پارس معرفی نکرد بلکه خود را گزیده ی مردوک ( خدای بابل ) و پادشاه بابل خواند . از کاهنان بابل دلجویی کرد و معابد آنها را تعمیر و تزیین نمود .. نبوئید را هم که سرداران وی به اسارت در آورده بودند مورد محبت قرار داد و در عزای پسرش بلشصر هم که در آغاز جنگ با پارسیان به قتل رسیده بود ، شرکت کرد . اسیران یهود در انیز که به دستور پادشاه سابق به بابل آورده بود آزادی و اجازه بازگشت به بیت المقدس داد .

16 آذر : 7 سپتامبر 424 پیش از میلاد . کشته شدن سفدیان ، هفتمین پادشاه هخامنشی . پس از آنکه سفدیان ، برادرش خشایار شاه دوم را با همدستی درباریان به قتل رسانید ؛ از طرف نجبا به عنوان پادشاه هخامنشی برگزیده شد ( آوریل 424پیش از میلاد ) . سفدیان که خشونت بی حد را در دربار حاکم ساخته بود در برابر لشگر برادرش اخس که به جنگ وی امده بود تنها ماند و از وی شکست خورد . برادر هم وی را رد یک اتاق بی روزن آکنده از خاکستر انداخت و به سلطنت هفت هشت ماه ی او پایان داد .

5 دی : درگذشت اشو زرتشت در سن 77 سالگی .

25 بهمن : 14 فوریه ی 276 میلادی . درگذشت مانی . بهرام اول ساسانی ( جلوس 272 ، فوت 276 میلادی ) مانی را به دست روحانیون زرتشتی واگذاشت . مانی را به عنوان خروج از دین به زندان افکندند و چندان عذاب دادند تا کشته شد . بنا بر یک روایت شرقی مانی مصلوب شد یا زنده زنده پوست او را کندند بعد سرش را بریدند و پوست او را پر از کاه کرده به یکی از دروازه های شهر جندی شاپور باویختند و از ان پس آن دروازه به ( باب مانی ) موسوم گشت .

20 اسفند : 11 مارس 522 پیش از میلاد . شورش گئوماته مغ علیه کمبوجیه دومین پادشاه هخامنشی . منابع معتبر معتقدند که کمبوجیه هنگام لشگر کشی به مصر به طور پنهانی برادر خویش بردیا را به قتل رسانید زیرا بیم داشت که او مقام سلطنت را غصب نماید از طرفی به گفته هرودوت ، بردیا در سفر مصر همراه کمبوجیه بود ه ولی از آمجا به پارس بازگردانده شد و به فرمان شاه به دست شخصی به نام پرکساپس به قتل رسید . به گفته ی هرودوت ، این کار را دو برادر که هر دو مغ بودند سازمان دادند . یکی از آن دو شبیه بردیا و همنام او بود که خود را به عنوان آن شاهزاده ی پارسی معرفی کرد و آن دیگری پاتیزدیتس نام داشت که در واقع بانی اصلی توطئه بود . اما کتیبه ی بیستون تنها از یک گئوماته مغ یاد می کند . طبق این کتیبه بردیای دروغین یا همان گئوماته در دژ پی شیااواد - بر کوه آراکادریش - ظاهر شد . بردیای دروغین به آسانی موفق شد و مردم تمام نواحی ، شاهنشاهی وسیع وی را به شاهی شناختند و مطیع وی گشتند .