ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

 

تیر : آرش کمانگیر

پس از جنگ بین ایران و توران ، طبق معاهده ای پذیرفته شد از ایرانیان مردی با تیر اندازی خود مرز میان ایران و توران را مشخص کند .

آرش آزاده میهن دوستی بود که روان و جان خود را در تیر نهاد و بعد از تیر اندازی اسطوره ای خود سوخت و خاکستر شد.

تصویر سنگ نگاره داریوش بر تخت و خشایار شا در پشت سر او

بر اساس اهدافی که داریوش داشت نقوش مختلفی بر روی پلکان حجاری شد . داریوش دستور داد که نقشی از خود او نیز در بخش میان پلکان ترسیم شود . کار آغاز شد اما یک تصمیم جدید و مهم از سوی داریوش گرفته شد و آن اعلام ولیعهدی خشایار شا بود . این تصمیم از آن جهت مهم بود که داریوش پسران بزرگتر از خشایار شا نیز داشت که طبق سنتهای عشیره ای هخامنشی بایستی پسر بزرگتر حاکم پس از او به حاکمیت می رسید . اما خشایار شا یک امتیاز بسیار مهم داشت و آن اینکه مادرش دختر کوروش بزرگ بنیان گذار سلسله ی هخامنشیان بود و همین نسبت او به کوروش پذیرش ولایتعهدی او را از جانب بزرگان هخامنشی آسان کرد علاوه بر آن اقتدار داریوش هم در این مسئله نقشی اساسی داشت . داریوش دستور داد که موضوع ولیعهدی خشایار شا نیز در سنگ نگاره میانی پلکان آورده شود .

تیشتر ( ستاره ی باران ) تیر

جشن تیرگان از جهت نجومی مقارن است با بزرگترین روز سال خورشیدی و گرمای تابستان و اما از لحاظ تاریخی روزی است که آرش کمان گیر مرز بین ایران و توران را تعیین می کند و داستان از این قرار است که پس از جنگ بین ایران و توران دو طرف پذیرفتند که آرش از بالای کوه دماوند تیری رها کند و هر جا که فرود آمد مرز ایران و توران باشد در واقع تورانیان برای تمسخر به ایرانیان گفتند دیگر پیشروی نمی کنیم چون تمام کشور به تسخیر ما در می آید اگر از بین شما مردی پیدا می شود تیری رها کند ما آن مرز را قبول داریم و به آن دست نمی آریم .

آرش با مهری به بزرگی میهن با همه ی توان ،روان و جان خود تیری رها کرد تیر در کنار رود جیحون پایین آمد و سر حد دو کشور شد . اما آرش بعد از این تیر اندازی سوخت و خاکسترش بر جا ماند .

این حماسه غرور انگیز نشانه ای از بزرگی روان و سرشت ایرانی است به مناسبت بزرگداشت این حماسه در 13 تیر ماه جشن تیرگان یا آب پاشی را برگزار می کنند .

ابو ریحان در التفهیم آورده : ... کمان را تا بنا گوش خود کشید و خود پاره پاره شد و تیر از کوه رویان به اقصای خراسان که میان فرغانه و تخارستان است به درخت گردوی بزرگی فرود آمد و به مساحت هزار فرسنگ و مردم آن روز را عید گرفتند و چون در وقت محاصره کار بر منوچهر و ایرانیان سخت و دشوار شده بود به قسمی که دیگر به آرد کردن گندم و پختن نان نمی رسیدند ، و میوه کال می پختند بدین جهت شکستن ظرفها و پختن میوه ی کال و گندم در این روز رسم شد .

در کرمان در دهه ی دوم تیر ماه جوانتر ها نخی به دست یا دکمه ی خود می بستند و چندین روز بعد یعنی روز باد بیست و دوم تیر ماه دینی مطابق با نورزده تیر ماه رسمی که آن را تیر و باد می نامند با درخواست آرزوها آن نخ را در گوشه ی صحرا یا پشت بام ها به باد می دادند بعضی بچه ها باد بادکهای رنگین درست می کردند زیرا ایرانیان باستان بر این اعتقادند که ایزد باد تیر آرش را تا هزار فرسنگ هدایت کرده است آب تنی و شست و شو در جشن تیرگان امریست لازم .

ابو ریحان می نویسد : چون کیخسرو از جنگ با افراسیاب برگشت در این روز (تیرگان ) به ناحیه ی ساوه عبور نمود و به چشمه ای وارد شد و فرشته ای را دید در دم مدهوش شد ولی این اتفاق مصادف شد با رسیدن بیژن پسر گودرز ، او قدری آب چشمه به سر کیخسرو ریخت و این رسم اغتسال و آب پاشی به رسم تبرک باقی ماند .

حال نگاهی به تیر یشت می اندازیم که یشت هشتم اوستاست .

حامی و ستوران است و از وی است که آنها می بالد و گیاهان را به سبزی می رویاند .

تیر در اوستا تیشتریه آمده است که به نام ستاره ای است .

تیر مجموعه ای از ستاره ها را در بر می گیرد که پیرامونش می چرخند و یشترینی نامیده میشود تیر یشت یکی از زیباترین یشت هاست .

ستیزه و جنگ میان دیو خشکی و ایزد باران است اپه اُشه دیو خشکی است که آبها را زندانی کرده و از کار تیشتر جلو گیری می کند و بعد از یک مبارزه ی طولانی پر هیجان تیشتر پیروز می شود و از آسمان بر هفت کشور زمین باران می بارد تیشتر دارای هزار برکت است برای ستایندگان خود .در ایران باستان به خواست اهورا برای تیشتر رسم می گستراندند گوسفندی که یکسر سفید یا سیاه بوده بریان می کردند و از آن خوراک به دزدان و بد کاران نمی دادند .